نام کاربری:
پسورد:
رتبه: 340


درباره من
نئچه دیل بیلن نئچه اینسان دیر

اوز دیلین بلمه ین نئجه اینسان دیر

26یاشیم وار .متاهل

مینانامی (mina-nami )    

علم و هنر پارسی!!!

منبع : http://forum.pacyrus.com/
درج شده در تاریخ ۹۰/۱۱/۲۶ ساعت 11:43     بازدید: 431 نفر
 

 

چنان به نظر می‌رسد که پارسیان، جز هنر زندگی، هیچ هنری به فرزندان خود نمی‌آموخته‌اند. ادبیات در نظر
 
ایشان همچون تجملی بود که بهآن کمتر نیازمند بودند، و علوم را همچون کالاهایی می‌دانستند که وارد کردن
 
آنها از بابل امکان‌پذیر بود؛ گرچه تمایلی به شعر و افسانه‌های خیالی داشتند، این کار را بر عهدة مزدوران و
 
طبقات پست اجتماع می‌گذاشتند، و لذت سخن‌گفتن و نکته‌پردازی و لطیفه‌گویی در گفت‌و شنید را برتر از
 
لذت خاموشی و تنهایی و مطالعه و خواندن کتاب می‌شمردند. شعر را، بیش از آنکه از روی نوشته بخوانند، از
 
راه آوازخوانی می‌شنیدند؛ با مردن خنیاگران، شعر نیز از میان رفت.
 
پزشکی در ابتدا وظیفة کاهنان بود؛ آنان چنین می‌پنداشتند که شیطان ۹۹۹،۹۹ بیماری آفریده، و هر یک از
 
آنها را باید به وسیلة مخلوطی از سحر و جادو و مراعات قواعد بهداشت درمان کنند. در معالجة بیماران، توجه
 
به ادعیه و اوراد بیش از توجه به دارو بود، به این اعتبار که تعویذ و ورد، اگر سود نداشته باشد، بیزیان است و
 
مریض را نمی‌کشد، و دربارة داروها نمی‌توان چنین گفت. باوجود این، در آن هنگام که ثروت پارس زیاد شد، فن
 
پزشکی غیر دینی رواج پیدا کرد؛ چنان بود که، در زمان اردشیر دوم، سازمان منظمی برای پزشکان و جراحان
 
پیدا شد؛ مزد آنان را قانون، مطابق مقام اجتماعی بیماران، تعیین کرد- این کاری بودکه قانون حموربی نیز پیش
 
از آن کرده بود. علمای دینی را می‌بایستی برایگان معالجه کنند؛ درست همان‌گونه که در میان ما معمول
 
است، پزشکان تازه‌کار حرفة خود را با معالجة کافران و بیگانگان آغاز می‌کردند، چه هر پزشکی، در آغاز کار
 
خود، ناچار بود یک یا دو سال بر روی مهاجران و فقیران آزمایش کند. این، خود، فرمان «پروردگار نور» بود:
 
ای مقدس دادار گیتی جسمانی، اینان که مزداپرستند برای آموختن پزشکی می‌روند. آیا نخست در
 
مزداپرستان آزمایش کنند یا در دؤپرستان؟ پس اهورمزدا گفت: پیش از مزداپرستان در دؤپرستان آزمایش کنند.
 
نخست یک دؤپرست را جراحی کند؛ اگر او بمیرد، دؤپرست دوم را جراحی کند؛ اگر او هم بمیرد، دؤپرست
 
سوم را جراحی کند؛ اگر او هم بمیرد، آن که]می‌خواهد پزشک بشود[ ابدالآباد ناقابل ] کار پزشکی[ است.
 
پس از آنکه ]ناقابل کار پزشکی شد[ نباید به مزداپرست دوا بدهد، نباید مزداپرست را جراحی کند، و نباید
 
مزداپرست را در جراحی زخم کند؛ پس اگر به مزداپرست دوا دهد، و اگر مزداپست را جراحی کند؛ و اگر
 
مزداپرست را جراحی کرده، زخم کند، مجازاتش ]همان مجازات [ کسی است که عمداً به کسی زخم وارد
 
آورد. کسی که ]می‌خواهد پزشک بشود[ یک دؤپرست را جراحی کند، و او ] مریض[ خوب شود، و او
 
دؤپرست دوم را جراحی کند، و او ] مریض[ خوب شود، و او دؤپرست سوم را جراحی کند، و او ] مریض[ خوب
 
شود، پس آزموده است تا ابدالآباد. پس از ]پزشک شدن[ به خواهش خود می‌تواند به مزداپرست دوا دهد، و
 
به خواهش می‌تواند مزداپرست را جراحی کند.
 
چو پارسیان تمام همت خود رامتوجه برپا ساختن کاخ شاهنشاهی خویش کرده بودند، دیگر وقت و نیروی
 
ایشان برای کاری، جز جنگ و کشتار، کفایت نمی‌‌کرد. به همین جهت، در مورد هنر، مانند رومیان، قسمت
 
عمدة توجه آنها به چیزی بود که از خارج ایران زمین وارد می‌شد. البته ذوق زیباپسندی داشتند، ولی ساختن
 
چیزهای زیبا را برعهدة هنرمندان بیگانه، یا بیگانگان هنرمندی که در داخل خاک ایشان به سر می‌بردند،
 
می‌گذاشتند، و پولی را که برای مزد دادن به این هنرمندان لازم بود از کشورهای تابع خود فراهم می‌کردند.
 
خانه‌های زیبا و باغهای خرم و عالی داشتند، که گاهی به صورت شکارگاه و محل نگاهداری مجموعه‌های
 
گوناگون جانوران در می‌آمد؛ در خانه‌های خود اثاثة گرانبها جمع‌آوری می‌کردند؛‌ از قبیل میزهایی که روپوش
 
طلا و نقره داشت، یا با این دو فلز گرانبها منبت‌کاری شده بود؛ و تختهایی که روپوشهای عالی آنها را از
 
کشورهای دیگر وارد می‌کردند؛ و فرشهای نرمی که همه‌گونه رنگهای زمین و آسمان بر آنها دیده می‌شد و
 
کف اطاقهای خود را با آن مفروش می‌کردند.‌
 
در جامهای زرین شراب می‌نوشیدند، و میزها و طاقچه‌های اطاق را با گلدانهای ساخت بیگانگان می‌آراستند؛
 
آواز خواندن و رقصیدن را دوست داشتند و از نواختن چنگ و نی و طبل و دف لذت می‌بردند. گوهرهای گرانبها
 
در نزد ایشان فراوان بود و با آنها از تاج و گوشواره گرفته تا دستبند و کفشهای مرصع می‌ساختند؛ مردان نیز
 
به زیورآلات علاقه‌مند بودند و گوش و گردن و بازوهای خود را با آنها می‌آراستند. 
 
مروارید و یاقوت و زمرد و لاجورد را از خارج وارد می‌کردند، ولی فیروزه را از کانهای پارس به دست می‌آوردند؛ از
 
همین سنگ گرانبها بود که ثروتمندان مهرهای خود را تهیه می‌کردند. سنگهای گرانبها را به صورتهای عجیب و
 
غریب می‌تراشیدند و، به گمان خود، آنها را به صورت دیوان و شیاطین معروف درمی‌آوردند. شاه بر تخت زرینی
 
می‌نشست که آسمانة طلایی بر بالای آن بود و پایه‌های زرین داشت.
 
تنها در هنر معماری بود که پارسیان شیوة خاصی برای خود داشتند. در روزگار کوروش، داریوش اول، و
 
خشیارشای اول، گورها و کاخهایی ساخته‌اند که باستانشناسان مقدار کمی از آنها را از خاک بیرون آورده‌اند؛
 
پس از این نیز دو مورخ خستگی‌ناپذیر- بیل و کلنگ- چیزهایی را برای ما اکتشاف خواهند کرد که مایة زیاد
 
شدن حس قدرشناسی ما نسبت به هنر پارسی خواهد بود. 
 
در خصوص هنر پارسی چیزی را می‌توان گفت ؛ و آن اینکه عناصر آن از خارج به عاریه گرفته شده بود. شکل
 
خارجی قبر کوروش از لیدیا گرفته شده؛ ستونهای باریک نظیر ستونهای آشوری است، که آنها را تکمیل
 
کرده‌اند؛ ردیف بندی ستونها و نقش برجسته‌ها، خود، گواهی می‌دهد که از تالارهای ستوندار مصر و نقوش
 
آن الهام گرفته شده؛ سرستونهای به شکل جانوران همچون مرضی است که از نینوا و بابل به پارس سرایت
 
کرده بود.و...
 
برگرفنه از سایت انجمن علمی پردیس کوروش کبیر


سهند یاکاموز(sahandyakamoz )
۹۰/۱۱/۲۶ - 15:38
نقل قول:
مینانامی: ایندی بلدون من بو گلین باجیمه نییه چوخ ایستییم اوقد دوزلی قیزیدی کی
دیرم اخی منیم کامپیوتریم گلندا بورا شورا بالیر
قیز دوزیوی کنتورول اله احورا لولویا دییرم هاB-)
مینانامی(mina-nami )
۹۰/۱۱/۲۶ - 15:41
نقل قول:
مینا گونئیلی: باجی سیرتیخ دی گئتمیر بیلارینان
سیرتیخلانسا منی چاغیر ددسین یاندیررامb-(
مینانامی(mina-nami )
۹۰/۱۱/۲۶ - 15:42
نقل قول:
سهند یاکاموز: احورا لولویا دییرم ها
=))=))=))=))=))=))
مینا گونئیلی(parlaq )
۹۰/۱۱/۲۶ - 15:44
نقل قول:
مینانامی: سیرتیخلانسا منی چاغیر ددسین یاندیررام
یاشا باجی حتما:-)chox-:-)chox-:-)chox-:-)chox-
یاشیل گونئش(bulut-bay )
۹۰/۱۱/۲۶ - 17:27
اللرون آغریماسین مینا باجی
چوخ دیرلی یازیلار قویورسان سایتدا.
باخ بو 5 حلالون اولسون.
@};-@};-@};-@};-@};-
محمد - ساوالان(Ardabil )
۹۰/۱۱/۲۶ - 17:41
الله من بو كوروشي ائله سئويره م
منيم اؤز ايتيم دي
كوروش كيمي هر كيمين ايتي اولسا هئچ كيم اونا ياخين گله بيلمز
بو پارسلار بيلميره م نله رينه بئله ايفتيخار ائه ييلله ر
نه ياخچي هئچ زادلاري يوخدي
يازيخلارا رحميم گلير
ناخدای عشق(yousef20000 )
۹۰/۱۱/۲۶ - 17:47
اولا هر سگی میتونه واق واق کنه پس توهین نکن اگه اون نبود معلوم نبود الان زیر کدوم سنگ بودی .X(پفیوس
یاشیل گونئش(bulut-bay )
۹۰/۱۱/۲۶ - 17:53
نقل قول:
ناخدای عشق: اولا هر سگی میتونه واق واق کنه پس توهین نکن اگه اون نبود معلوم نبود الان زیر کدوم سنگ بودی .پفیوس
شما حالت خوش نیست
دهنت رو ببند و گم شو
اگه بلدی
محمد - ساوالان(Ardabil )
۹۰/۱۱/۲۶ - 18:17
نقل قول:
ناخدای عشق: اولا هر سگی میتونه واق واق کنه
حرف حق تلخه؟
آره معلومه از شاگردي مثل تو :D:D
تو هم از نسل همون كورشي ديگه
پس هرچه قدر مي خواي پارس كن پارسي
ايچين يانير؟
:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D
ناخدای عشق(yousef20000 )
۹۰/۱۱/۲۶ - 18:26
آدمای بی فرهنگی مثل شما لیاقت بحث کردن ندارند . میدونم شعو رتون تا همین حدوده
یاشیل گونئش(bulut-bay )
۹۰/۱۱/۲۶ - 19:56
نقل قول:
ناخدای عشق: آدمای بی فرهنگی مثل شما لیاقت بحث کردن ندارند . میدونم شعو رتون تا همین حدوده
خودت ماشالله آدم فهمیده ای هستی
پس لطف کن دیگه اینجا پیدات نشه.
*ساری گلین*(turkgiz1828 )
۹۰/۱۱/۲۶ - 20:10
نقل قول:
سهند یاکاموز: دیرم اخی منیم کامپیوتریم گلندا بورا شورا بالیر قیز دوزیوی کنتورول اله احورا لولویا دییرم ها


سهند دیلداش، نییه تهدید ائله ییرسن؟؟؟؟؟هر ایشه کی احورانین آیاقین چکمزلر کی؟

یازیق من

:-((:-((:-((

قاداوی آلیم دئمه:chox:chox
*ساری گلین*(turkgiz1828 )
۹۰/۱۱/۲۶ - 20:12
نقل قول:
ناخدای عشق: آدمای بی فرهنگی مثل شما لیاقت بحث کردن ندارند . میدونم شعو رتون تا همین حدوده


ای وای، ایچیم گئچدی=))=))=))=))

یوسف ناخدای عشق

نه گؤزل دانیشیر، :D

دخطر عاریایی به طو میقن:D
گوموش تئل(gomush )
۹۰/۱۱/۲۶ - 21:48
یاشاسین @};-@};-@};-
علیرضا نیک سرشت(iran90 )
۹۰/۱۲/۰۲ - 22:57
@};-@};-@};-
مینانامی(mina-nami )
۹۰/۱۲/۰۲ - 22:58
نقل قول:
علیرضا نیک سرشت:
:)
ناخدای عشق(yousef20000 )
۹۰/۱۲/۰۲ - 23:26
ارزش هر انسانی به داشته های اوست که میدونم تو نداری . خر چه داند قیمت نقل ونبات=))
محمد - ساوالان(Ardabil )
۹۰/۱۲/۰۳ - 12:27
نقل قول:
ناخدای عشق: ارزش هر انسانی به داشته های اوست که میدونم تو نداری . خر چه داند قیمت نقل ونبات
بازم كه پيدات شد كي واسه تو استخون پرت كرد كه اومدي اينورا

داشته هاي تو از حرفهايي كه بلغور مي كني معلومه :-@ :-@ :-@

فرهنگ پارسي رو اونجور كه هست داري نشون مي دي



مینانامی(mina-nami )
۹۰/۱۲/۰۳ - 14:14
نقل قول:
ناخدای عشق: ارزش هر انسانی به داشته های اوست که میدونم تو نداری . خر چه داند قیمت نقل ونبات
[-X:-w:-w:-w
*ساری گلین*(turkgiz1828 )
۹۰/۱۲/۰۳ - 19:50
نقل قول:
ناخدای عشق: خر چه داند قیمت نقل ونبات

این یک نمونه کوچک از پارث کردن پارثیان اسط

البطه این طرز حرف زدن را از بظرگشان کوروش خان کبیـــــــــــــــــــــــــــــر یاد گرفته اند


فکر میکنم هاااااااااااااااااااااااااااااااااا



لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
نام کاربری:
پسورد:
اپیلاسیون (خانم خانما)اپیلاسیون (خانم خانما) چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغاتسریع ترین اینترنت هوشمند میانهاهنگ بسیار زیبا و پر طرفدار میگن هیچ عشقی تو دنیا از مهدی احمدوند اولین استودیو صدابرداری و آهنگسازی در میانه (در سطح حرفه ای) *Aytay-studio* دار قالی و دخترک30%تخفیف ویژه پنل,مختص ثبت نام کنندگان آنلاین در اس ام اس سامانهفروش قطعات تفکیکی ویلایی در آچاچی 09148025615رتبه بندی شرکتها
کاربران آنلاین


مسئولیت کلیه مطالب به عهده نویسندگان و ارسال کنندگان آن است